کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : زاده شدن
تلفظ بین المللی :
/zˈɑdeː ʃˈodan/
تلفظ :
[z'Ade: S'odan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
زده شدن
سال زده شدن
حیرت زده شدن
زنده شدن
قحطی زده شدن
ماه زده شدن
وحشت زده شدن
از این در به اون در زده شدن
سرما زده شدن
لغت نامه دهخدا
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
زاده شدن. [ دَ / دِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب )متولد شدن. بوجود آمدن. رجوع به زاده و زادن شود.
واژه نامه بختیاریکا
زِمار آویدِن؛ وا کَهنِستِن
کلمات مرتبط
زده شدن
سال زده شدن
حیرت زده شدن
زنده شدن
قحطی زده شدن
ماه زده شدن
وحشت زده شدن
از این در به اون در زده شدن
سرما زده شدن
نظرات