Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زاد مرد

تلفظ بین المللی : /zˈɑd mˈard/ تلفظ :‌ [z'Ad m'aRd]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • مردم زاد
  • مرده زاد
  • مرد اشرافی و نجیب زاده انگلیسی
  • کور مادر زاد
  • مردم زاده
  • مرده زادی
  • دکتر پارناسوس مردی که به شیطان رو دست زد
  • زاده شده برای مردن
  • مرداب نمک زار
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زاد مرد. [ م َ] ( اِ مرکب ) مخفف آزاد مرد است که جوانمرد و کریم وصاحب همت باشد. ( برهان قاطع ). و رجوع به آنندراج و فرهنگ شعوری و زاد در همین لغت نامه شود :
زاد مردی چاشتگاهی دررسید.
مولوی.

فرهنگ عمید

جوانمرد، کریم: زادمردی چاشتگاهی دررسید / در سرا عدل سلیمان دردوید (مولوی: مجمع الفرس: زادمرد ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) آزاد مرد جوانمرد حر صاحب همت .
مخفف آزاد مرد که جوانمرد کریم و صاحب همت باشد

کلمات مرتبط

  • مردم زاد
  • مرده زاد
  • مرد اشرافی و نجیب زاده انگلیسی
  • کور مادر زاد
  • مردم زاده
  • مرده زادی
  • دکتر پارناسوس مردی که به شیطان رو دست زد
  • زاده شده برای مردن
  • مرداب نمک زار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات