Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زاخت

تلفظ بین المللی : /zˈɑxat/ تلفظ :‌ [z'Axat]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • قلعه ملک اباد زاخت
  • زات خاله
  • زاتسپرم
  • زاتشه
  • زاتوردات
  • زاتون
  • زاتی
  • زاخ
  • زاخائو
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

زاخت. ( اِخ ) دهی است از دهستان گاوگان بخش جبال بارز از شهرستان جیرفت. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8 ). و مؤلف المضاف الی بدایع الازمان آرد: امیرجلال الدین سالار بلند که در کوه بارجان بود عصیان نمود و در حصار زاخت متحصن شد. ( المضاف الی بدایع الازمان ص 49 )....

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان گاوگان بخش جبال بارز از شهرستان جیرفت

دانشنامه عمومی

زاخت، روستایی از توابع بخش جبالبارز جنوبی شهرستان عنبرآباد در استان کرمان ایران است.
این روستا در دهستان مردهک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۵۴ نفر (۶۱خانوار) بوده است.
wiki: زاخت

کلمات مرتبط

  • قلعه ملک اباد زاخت
  • زات خاله
  • زاتسپرم
  • زاتشه
  • زاتوردات
  • زاتون
  • زاتی
  • زاخ
  • زاخائو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات