معانی کلمه : زاجر
لغت نامه دهخدا
زاجر. [ ج ِ ] (اِخ ) ابن الهیثم ، محدث است و بخاری در کتاب کنی ترجمه ٔ وی را آورده است . (تاج العروس ).
زاجر. [ ج ِ ] (اِخ ) ابن الصّلت طاحی محدث است و بخاری در تاریخ کبیر [ الکنی ] ترجمه ٔ او را آورده است . (تاج العروس ). ابن قتیبه حدیثی از وی نقل کرده است . (عیون الاخبار).
فرهنگ عمید
بازدارنده، منع کننده.
فرهنگ معین
(جِ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - منع کننده ، بازدارنده . ۲ - بانگ زننده .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
بازدارنده، منع کنند، طردکننده، بانگ زننده
( اسم ) ۱ - منع کننده بازدارنده . ۲ - بانگ زننده .
ابن الهیثم محدث است
( اسم ) ۱ - منع کننده بازدارنده . ۲ - بانگ زننده .
ابن الهیثم محدث است
