معانی کلمه : زاج سور
لغت نامه دهخدا
زاج سور. ( اِ مرکب ) نام شادی و جشن و سوری باشد که بهنگام زائیدن زنان و ایام ولادت کنند. ( برهان قاطع ) :
خزائن تهی شد از آن زاج سور
درونها پر آمد بعیش و سرور.
و رجوع به فرهنگ شعوری ، فرهنگ رازی ، آنندراج و رجوع به زاج در لغت نامه شود.
خزائن تهی شد از آن زاج سور
درونها پر آمد بعیش و سرور.
و رجوع به فرهنگ شعوری ، فرهنگ رازی ، آنندراج و رجوع به زاج در لغت نامه شود.
فرهنگ عمید
مهمانی و سوری که در روز حمام رفتن زن زائو می دهند: خزائن تهی شد در آن زاج سور / درون ها پر آمد ز عیش و سرور (لبیبی: شاعران بی دیوان: ۴۸۴ ).
فرهنگ معین
(اِمر. )جشنی که به هنگام حمام رفتن زن تازه زایمان کرده برپا می کنند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جشن و سروری که به هنگام زاییدن زن منعقد کنند .
نام شادی و جشن و سوری باشد که به هنگام زائیدن زنان و ایام ولادت کنند
نام شادی و جشن و سوری باشد که به هنگام زائیدن زنان و ایام ولادت کنند
