معانی کلمه : ریگ
لغت نامه دهخدا
ریگ . (اِخ ) بندری است در جنوب ایران ، در ساحل خلیج فارس و شمال بندر بوشهر. (فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ عمید
سنگریزه؛ خردهسنگ؛ شن.
〈 ریگ روان: (زمینشناسی) ریگهایی که در بیابان به سبب وزش باد از طرفی به طرف دیگر میرود و گاه بر روی هم جمع میشود و تشکیل تل و پشته میدهد: ◻︎ در بیابان خشک و ریگ روان / تشنه را در دهان چه دُر چه صدف (سعدی: ۱۱۵).
فرهنگ معین
(اِ. ) سنگریزه ، شن . ، ~ در روغن کردن ۱ - کار باطل کردن . ۲ - چیزی یا کاری را خراب کردن . ، ~ توی کفش داشتن کنایه از: دنبال غرض خاصی بودن ، نقشة مخفیانه ای داشتن .
دانشنامه آزاد فارسی
کوهی در استان چهارمحال و بختیاری، شهرستان لردگان، کوهستان زاگرس، با بلندی ۳۶۶۱ متر. در ۲۲کیلومتری جنوب شرقی لردگان قرار دارد. رودهای آب زیر و چله خانه از آن سرچشمه می گیرند. دامنه های آن نیز جنگلی است.
wikijoo: ریگ
فرهنگ فارسی
قطعهسنگی گردشده به قطر 4 تا 64 میلیمتر
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
۱لثه ۲دندان
/rig/ لثه - دندان
گویش اصفهانی
تکیه ای: rig
طاری: rig
طامه ای: riz
طرقی: rig
کشه ای: rig / nâqâla
نطنزی: rig
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
ردیف؛ رج
فرهنگستان زبان و ادب
{pebble} [زمین شناسی] قطعه سنگی گردشده به قطر 4 تا 64 میلی متر
