Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ ریشخنده

تلفظ بین المللی : /riʃxˈande/ تلفظ :‌ [RiSx'ande]
لغت نامه دهخدا
  • ریشخند
  • ریشخند کردن
  • ریشخندی
  • ریشخند کن
  • ریشخند کننده
  • ریشخندآمیز
  • رخشنده
  • رخشنده شدن
  • رخنده
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

ریشخنده. [ خ َ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) ریشخند. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ریشخند شود.

کلمات مرتبط

  • ریشخند
  • ریشخند کردن
  • ریشخندی
  • ریشخند کن
  • ریشخند کننده
  • ریشخندآمیز
  • رخشنده
  • رخشنده شدن
  • رخنده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات