Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ریسا

تلفظ بین المللی : /rˈejsɑ/ تلفظ :‌ [R'ejsA]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیواژه نامه بختیاریکا
  • ریسا استیونز
  • ریسا اوزاکی
  • ریسا رابا
  • ریسا شیماموتو
  • ریسا شینابه
  • ریسا نیگاکی
  • گوشت جووت ریسا
  • ریسان
  • ریسارالدا
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

ریسا. ( نف ) ریسنده. ( ناظم الاطباء ). نعت فاعلی از ریسیدن به معنی آنکه می ریسد. ( از شعوری ج 2 ص 17 ). || آه کشنده و افسوس خورنده. ( ناظم الاطباء ). || آنکه از ضعف بسیار لاغر و نزار شود. باریک ریس. ( از شعوری ج 2 ص 17 ).

فرهنگ فارسی

ریسنده . نعت فاعلی از ریسیدن به معنی آنکه می ریسد .

دانشنامه عمومی

ریسا دهستانی در استان آستوریاس اسپانیا است.
فهرست دهستان های آستوریاس
در این دهستان ۲٬۵۴۳ نفر زندگی می کنند. مساحت این دهستان ۴۶٫۴۹ کیلومتر مربع است.
wiki: ریسا

واژه نامه بختیاریکا

( ● ) ؛ ریخته شونده

کلمات مرتبط

  • ریسا استیونز
  • ریسا اوزاکی
  • ریسا رابا
  • ریسا شیماموتو
  • ریسا شینابه
  • ریسا نیگاکی
  • گوشت جووت ریسا
  • ریسان
  • ریسارالدا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات