Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ریزیده

تلفظ بین المللی : /rizˈideː/ تلفظ :‌ [Riz'ide:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رمزیده
  • ریزنده
  • ریزنده کرک
  • ریزیدن
  • ریسیده
  • ریهیده
  • کد رمزیده
  • بیرون ریزنده
  • رزیده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ریزیده. [ دَ / دِ ] ( ن مف / نف ) پراکنده و منتشر. ( ناظم الاطباء ): هری ؛ از هم ریزیده از پختگی. ( السامی فی الاسامی ). || گداخته و ذوب شده. ( ناظم الاطباء ). || خردشده و ریزریزشده. ( ناظم الاطباء ). مُفَتَّت. متلاشی. ازهم پاشیده. پاشیده. ( یادداشت مؤلف ) : جمله استخوانها و گوشت او ریزیده. ( ترجمه تفسیر طبری ). || ریخته : اقضم ؛ دندان ریزیده. ( السامی فی الاسامی ). امعر؛ ریزیده موی. ( تاج المصاد...

فرهنگ فارسی

پراکنده و منتشر . هری از هم ریزیده از پختگی . یا گداخته و ذوب شده .

کلمات مرتبط

  • رمزیده
  • ریزنده
  • ریزنده کرک
  • ریزیدن
  • ریسیده
  • ریهیده
  • کد رمزیده
  • بیرون ریزنده
  • رزیده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات