Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ریزگی

تلفظ بین المللی : /rizˈeɡi/ تلفظ :‌ [Riz'egi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • سرما ریزگی
  • ریزگیر
  • دُش ریزگانی
  • دُژانگاری برنامه ریزی
  • ریزبین
  • ریزبین آکوستیکی
  • ریزبین دوچشمی
  • ریزبین سنگ نگاری
  • ریزبین فراصوتی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

ریزگی. [ زَ / زِ ] ( حامص ) صفت و حالت ریزه. کوچکی و خردی. ( ناظم الاطباء ) :
به ریزگی منگر دانه سپندان را.
؟ ( از یادداشت مؤلف ).
|| ( اِ ) پاره و تراشه. || ذره. || پول خرده ، مانند پنجشاهی و دهشاهی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

خردی، کوچکی.

فرهنگ فارسی

صفت و حالت ریزه . کوچکی و خردی

مترادف و متضاد

puniness (اسم)
ضعف، کوچکی، ریزگی، کوچک اندامی، تازه کاری جوانی

کلمات مرتبط

  • سرما ریزگی
  • ریزگیر
  • دُش ریزگانی
  • دُژانگاری برنامه ریزی
  • ریزبین
  • ریزبین آکوستیکی
  • ریزبین دوچشمی
  • ریزبین سنگ نگاری
  • ریزبین فراصوتی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات