معانی کلمه : ریزه کاری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
نازک کاری، به کار بردن شکل ها و نقش های ظریف، نشان دادن کوچک ترین و ریزترین اجزای چیزی در نقاشی و سایر هنرهای زیبا.
فرهنگ معین
(زِ )(حامص . ) ظریف کاری ، دقیق - کاری .
فرهنگ فارسی
ترسیم دقیق اشکال و نقشهای ظریف با ارائه کوچکترین اجزای شیئی در یک اثر هنری تابلوی نقاشی مجسمه خطاطی رقص و غیره.
باریک بینی و دقت . ریزکاری و باریک بینی کردن .
باریک بینی و دقت . ریزکاری و باریک بینی کردن .
گویش مازنی
قطعه ای سازی مربوط به سرنا استدر فرهنگ معین ترسیم دقیق اشکال ...
/rize kaari/ قطعه ای سازی مربوط به سرنا استدر فرهنگ معین ترسیم دقیق اشکال و نقش های ظریف در یک اثر هنری آمده استدر آنندراج واژه ی ریزه خوانی به معنای: آواز کشیدن که آن را تحریر نیز گویند
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کُل کاتی ( کُل کاری )
