Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ریزش

تلفظ بین المللی : /rˈizeʃ/ تلفظ :‌ [R'izeS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • ریزش خاکستر
  • ریزش بلا انقطاع و مسلسل
  • ریزش خاک کوه
  • ریزش خاک کوه کنار جاده
  • ریزش درونی
  • ریزش زمین
  • ریزش نم نم
  • ریزش چیزی بسوی درون
  • ریزش کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

ریزش. [ زِ ] ( اِمص ) ریختن. ( ناظم الاطباء ). اسم مصدر از فعل ریختن : ریزش ابر. ریزش باران. عمل ریختن : خواهش دل ریزش دست. ( یادداشت مؤلف ) : ز خون دل خویش من دست شستم چنو دست بگشاد بر ریزش خون.سوزنی.ریزش ابر صبحگاهی دیدطبع من چو صدف دهان بگشاد.خاقانی.از داده دهر است همه زاده سلوت از بخشش چاه است همه ریزش دولاب.خاقانی.چه سود ریزش باران وعظ بر سر خلق که مرد را به ارادت صدف دهانی نیست.سعدی. || گدا...

فرهنگ عمید

۱. عمل ریختن، ریختن چیزی.
۲. [مجاز] انعام و بخشش.

دانشنامه آزاد فارسی

ریزِش (abscission)در گیاه شناسی، جداشدن قسمتی از گیاه از پیکر اصلی آن. در متداول ترین حالت، ریزش برگ و افتادن میوه براثر هورمون آبسیزینرا ریزش می گویند. در گیاهان برگ ریز، برگ قبل از زمستان یا فرارسیدن فصل خشک ریزش می کند، در حالی که در گیاهان همیشه سبز، برگ به تدریج، ولی پیوسته، در طول سال می ریزد. ریزش میوه قبل از رسیدن نیز فرآیندی است که به صورت طبیعی ممکن است رخ دهد. ریزش به دنبال تشکیل منطقۀ ...

فرهنگ فارسی

ریخته شدن اتفاقی مواد نفتی یا آلاینده در دریا

جدا شدن و افتادن اندام‌هایی از گیاه مانند جوانه یا برگ یا غنچه یا میوه

ریختن
( اسم ) ۱ - عمل ریختن : ریزش مو . ۲ - فیض بخشش .
ریختن . اسم مصدر از فعل ریختن ریزش ابر . ریزش باران .

مترادف و متضاد

جریان، چکه، زکام، سیلان

abscission (اسم)جدایی، قطع، ریزش، برش، دریدگی، قطع پوست و گوشتpour (اسم)ریزش، تراوش بوسیله ریزش، مقدار ریزپ چیزی، ریزش بلا انقطاع و مسلسلinfusion (اسم)ریزش، ریختن، خیسانده، القاء، تزریق، دم کردگیinset (اسم)ریزش، جریان، الحاق، وصلهdownfall (اسم)ریزش، افت، زوال، انحطاط، سقوط، بارشslide (اسم)ریزش، سر، سرازیری، سراشیبی، کشو، لغزش، لغزنده، سرسره، اسباب لغزنده، پس وپیش روند...

فرهنگستان زبان و ادب

{spill} [حمل ونقل دریایی] ریخته شدن اتفاقی مواد نفتی یا آلاینده در دریا

کلمات مرتبط

  • ریزش خاکستر
  • ریزش بلا انقطاع و مسلسل
  • ریزش خاک کوه
  • ریزش خاک کوه کنار جاده
  • ریزش درونی
  • ریزش زمین
  • ریزش نم نم
  • ریزش چیزی بسوی درون
  • ریزش کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات