معانی کلمه : ریخن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
انسان یا حیوانی که اسهال و شکم روش داشته باشد و خود یا دیگری را آلوده سازد، ریخ آلوده، ریخو، ریغو: یکی آلوده ای باشد که شهری را بیالاید / چو از گاوان یکی باشد که گاوان را کند ریخن (رودکی: ۵۲۶ ).
فرهنگ معین
(خِ ) (ص نسب . ) کسی که اسهال دارد.
فرهنگ فارسی
ریخ آلوده، انسان یاحیوان اسهال شده، ریخو، ریغو
( صفت ) آنکه اسهال دارد و آلوده کاری کند ( انسان یا حیوان ) .
ریخو . ریغو . مبتلا به اسهال که ما سکه اش بشده است .
( صفت ) آنکه اسهال دارد و آلوده کاری کند ( انسان یا حیوان ) .
ریخو . ریغو . مبتلا به اسهال که ما سکه اش بشده است .
