معانی کلمه : ریجه
لغت نامه دهخدا
ریجه. [ ج َ/ ج ِ ] ( اِ ) طنابی که رخت را روی آن آویزند و ظاهراً با کلمه رجه و رژه هم ریشه باشد. ( لغت محلی گناباد ). رجه یا رزه. رجه هم گویند. ( از یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
طنابی که رخت را روی آن آویزند و ظاهرا با کلمه رجه و رژه همریشه باشد .
