معانی کلمه : ریاضی
لغت نامه دهخدا
ریاضی . (اِخ ) امام الدین ریاضی سمرقندی متولد و متوفای سمرقند از گویندگان قرن نهم بود. بیت زیر از اوست :
ستاره ایست در گوش آن هلال ابرو
ز روی حسن به خورشید می زند پهلو.
(از مجالس النفائس ص 48) (فرهنگ سخنوران ).
فرهنگ عمید
۱. (ریاضی ) علمی که دربارۀ مقادیر و اعداد بحث می کند و شامل حساب، جبر، مقابله، و هندسه است.
۲. (صفت نسبی، منسوب به ریاضَة ) مربوط به ریاضیات.
۳. (صفت نسبی، منسوب به ریاضَة، اسم ) از رشته های دبیرستانی.
۲. (صفت نسبی، منسوب به ریاضَة ) مربوط به ریاضیات.
۳. (صفت نسبی، منسوب به ریاضَة، اسم ) از رشته های دبیرستانی.
فرهنگ معین
[ ع . ] (ص نسب . )۱ - منسوب به ریاضت . ۲ - نزد قدما یکی از شعب حکمت نظری که اصول آن عبارت است از: الف - هندسه . ب - علم عدد. ج - نجوم . د - علم تألیف .
فرهنگ فارسی
علمی درباره مقادیرواعدادوبرحساب وجبروهندسه
( صفت ) ۱ - منسوب به ریاضت . ۲ - ( علم ) نزد قدما یکی از شعب حکمت نظری که اصول آن عبارت است از : ۱ - هندسه ۲ - علم عدد . ۳ - نجوم . ۴ - علم تالیف . و فروعی دارد مانند علم مناظر و مرایا علم جبر و مقابله علم جراثقال و نیر نجات و مانند آن .
امام الدین متولد و متوفای سمرقند از گویندگان قرن نهم بود .
( صفت ) ۱ - منسوب به ریاضت . ۲ - ( علم ) نزد قدما یکی از شعب حکمت نظری که اصول آن عبارت است از : ۱ - هندسه ۲ - علم عدد . ۳ - نجوم . ۴ - علم تالیف . و فروعی دارد مانند علم مناظر و مرایا علم جبر و مقابله علم جراثقال و نیر نجات و مانند آن .
امام الدین متولد و متوفای سمرقند از گویندگان قرن نهم بود .
دانشنامه عمومی
نقل قول
مترادف و متضاد
mathematical (صفت)
ریاضی، وابسته به ریاضیات
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
انگارش، رایشگری، رایش، رایگر
