معانی کلمه : رکل
لغت نامه دهخدا
رکل . [ رَ ] (ع اِ) گندنا، و خوردن آن بعد از غذامانع ترش شدن طعام است . (منتهی الارب ) (آنندراج ). درلهجه ٔ عبدالقیس گندنا را گویند. (از اقرب الموارد).گندنا و کراث . (ناظم الاطباء). رجوع به گندنا شود.
فرهنگ فارسی
بپای زدن اسب را تا بدود به یک پای زدن بیک پای لگد زدن
