معانی کلمه : روینگ
لغت نامه دهخدا
روینگ. [ ی َ] ( اِ ) روین. روناس. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از برهان ). فوه. روین. روناس. رویناس. روغناس. فوةالصبغ. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به روناس شود.
فرهنگ عمید
روناس#NAME?
= روناس
فرهنگ فارسی
( اسم ) گیاهی است از تیره روناسیان بسیار شبیه به شیر پنیر دارای برگهای نوک تیز و گلهای کوچک و زرد ارتفاع آن به دو متر میرسد ولی برگهای آن درشت تر است و از ریشه آن ماده قرمز رنگی بدست میاید که در رنگرزی بکار رود .
یا روین . روناس . فوه . روین روناس .
یا روین . روناس . فوه . روین روناس .
