معانی کلمه : رویان
لغت نامه دهخدا
رویان . (نف ) روینده . (فرهنگ فارسی معین ) (انجمن آرا). || (اِ) جنین . (فرهنگ فارسی معین ). نخستین دوره ٔ رشته ٔ تخم . (لغات فرهنگستان ).
فرهنگ عمید
۱. (زیست شناسی ) جنین.
۲. (صفت ) = روییدن
۲. (صفت ) = روییدن
فرهنگ معین
۱ - (ص فا. ) روینده . ۲ - (اِ. ) جنین .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
1. جانور در مراحل اولیۀ تکوین، از زمان تقسیم تخمک بارور تا تولد؛ در انسان، از چهارمین روز تا پایان هشتمین هفتۀ باروری 2. ساختاری در دانۀ گیاهان، قبل از جوانهزنی، که از تکوین تخم به وجود میآید
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
رویان،ولایت وسیعی از ناحیه ی کوهستانی تبرستان در بخش غربی ...
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: ruyān) روینده ، رویا ؛ سرزمین وسیعی از کوههای طبرستان در بخش غربی مازندران ، شهر رویان شهر عمدهی سرزمین مذکور.
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
{embryo} [زیست شناسی] 1. جانور در مراحل اولیۀ تکوین، از زمان تقسیم تخمک بارور تا تولد؛ در انسان، از چهارمین روز تا پایان هشتمین هفتۀ باروری
2. ساختاری در دانۀ گیاهان، قبل از جوانه زنی، که از تکوین تخم به وجود می آید
