معانی کلمه : رویا
لغت نامه دهخدا
رویا. (از ع ، اِ) رؤیا. (ناظم الاطباء) (از برهان ). رجوع به رؤیا شود.
رویا. (سریانی ، اِ) اسم سریانی عنب الثعلب است . (از اختیارات بدیعی ) (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). رجوع به عنب الثعلب شود.
فرهنگ عمید
۱. روینده.
۲. آنچه از زمین می روید، مانند گیاه، آنچه رشد و نمو می کند.
۲. آنچه از زمین می روید، مانند گیاه، آنچه رشد و نمو می کند.
۱. آنچه شخص در خواب میبیند.
۲. آنچه واقعیت ندارد.
〈 رؤیای صادق (صادقه): حقایقی که در خواب دیده میشود.
۱. آنچه شخص در خواب می بیند.
۲. آنچه واقعیت ندارد.
* رؤیای صادق (صادقه ): حقایقی که در خواب دیده می شود.
۲. آنچه واقعیت ندارد.
* رؤیای صادق (صادقه ): حقایقی که در خواب دیده می شود.
فرهنگ معین
(رُ ) [ ع . ] (اِ. ) آن چه انسان در خواب بیند.
(رُ ) [ ع . رؤیا ] (اِ. ) آن چه انسان در خواب بیند.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
روییدن
( اسم ) آنچه که انسان در خواب بیند . یا رویای صادق ( صادقانه ) حقایقی که پارسایان در خواب بینند . توضیح : حقایقی را که در خواب بینند رویای صادقه گویند و آنچه که در بیداری دست دهد مکاشفه گویند و آنچه که ما بین خواب و بیداری دست دهد خلسه گویند .
روئ یا
( اسم ) آنچه که انسان در خواب بیند . یا رویای صادق ( صادقانه ) حقایقی که پارسایان در خواب بینند . توضیح : حقایقی را که در خواب بینند رویای صادقه گویند و آنچه که در بیداری دست دهد مکاشفه گویند و آنچه که ما بین خواب و بیداری دست دهد خلسه گویند .
روئ یا
دانشنامه عمومی
چیزی که انسان در خواب میبیند
رویا (استان سلیزیا سفلی). رؤیا (به لهستانی: Ruja) یک روستا در لهستان است که در گمینا رؤیا واقع شده است.
فهرست شهرهای لهستان
فهرست شهرهای لهستان
wiki: رویا (استان سلیزیا سفلی)
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: ro’yā) (عربی) خواب ، آنچه در خواب بینند ؛ (به مجاز) چهرهی زیبا و مطلوبی است که در عالم خواب دیده شود .
مترادف و متضاد
احلام، خواب، نوم، واقعه ≠ بیداری، یقظه
vision (اسم)
بینایی، الهام، خیال، بصیرت، تصور، دید، وحی، منظره، رویا
