Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : روی بروی

تلفظ بین المللی : /rˈuje berˈavi/ تلفظ :‌ [R'uje beR'avi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بزرگ ترین نمایش روی زمین مدرکی برای فرگشت
  • کبوتری برای تامل در باب هستی روی شاخه نشست
  • کسی که به حیله دستش برای همه رو شده است
  • اشی برای کسی پختن که یک وجب یا چهار انگشت روغن رویش باشد
  • باویل رود
  • باروی ری
  • برایان رویز
  • بهترین روز برای همیشه
  • بیداری برای سه روز
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

روی بروی. [ ب ِ ] ( ق مرکب ) روباروی. روبرو. مقابل. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به مترادفات کلمه شود.

فرهنگ فارسی

روبرو مقابل .

کلمات مرتبط

  • بزرگ ترین نمایش روی زمین مدرکی برای فرگشت
  • کبوتری برای تامل در باب هستی روی شاخه نشست
  • کسی که به حیله دستش برای همه رو شده است
  • اشی برای کسی پختن که یک وجب یا چهار انگشت روغن رویش باشد
  • باویل رود
  • باروی ری
  • برایان رویز
  • بهترین روز برای همیشه
  • بیداری برای سه روز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات