معانی کلمه : روی اندود
لغت نامه دهخدا
روی اندود. [ اَ ] ( ن مف مرکب ) اندوده به روی. رنگ کرده به روی. ( ناظم الاطباء ). مخفف روی اندوده.
فرهنگ فارسی
اندوه به روی . رنگ کرده به روی
ویژگی فلزی، معمولاً آهن، که با غوطهوری در حمام مذاب، با فلز روی پوشش داده شده باشد
فرهنگستان زبان و ادب
{galvanized} [خوردگی، مهندسی مواد و متالورژی] ویژگی فلزی، معمولاً آهن، که با غوطه وری در حمام مذاب، با فلز روی پوشش داده شده باشد
