معانی کلمه : رونویسی
لغت نامه دهخدا
رونویسی. [ ن ِ ] ( حامص مرکب ) عمل رونوشت برداشتن. استنساخ کردن. کپیه کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). استنساخ.نسخه برداری. مثل نوشته ای نوشتن. ( یادداشت مؤلف ).
- رونویسی کردن ؛ سواد برداشتن. استنساخ کردن. نسخه برداشتن. ( یادداشت مؤلف ).
- رونویسی کردن ؛ سواد برداشتن. استنساخ کردن. نسخه برداشتن. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ عمید
رونوشت برداشتن از نوشتۀ دیگر.
فرهنگ معین
(نِ ) (حامص . ) رونوشت برداشتن ، نسخه برداشتن .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
فرایند ساخت رِنا از دِنا
عمل رونوشت برداشتن استنساخ کردن کپیه کردن .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
استنساخ، کپیهبرداری، نسخهبرداری
فرهنگستان زبان و ادب
{transcription} [زیست شناسی] فرایند ساخت رِنا از دِنا
