روم . (ع اِ) رَوم . نرمه ٔ گوش .(ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). و رجوع به رَوم شود.
روم . (اِ) موی زهار. (ناظم الاطباء) (از برهان ). به معنی رم است که موی زهار باشد. (انجمن آرا) (از آنندراج ).
روم:(rwm) در گویش گنابادی یعنی خجالت ، شرم ، حیا داشتن ، رودربایستی داشتن (معمولا این واژه بصورت مرکب با واژه نَمِشَ بکار میرود که فعل منفی است.)