Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : روشکان

تلفظ بین المللی : /rˈaveʃˌakɑn/ تلفظ :‌ [R'aveS,akAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رشکان
  • روشان
  • روشانه
  • روشانو
  • روشنان
  • روشنان فلک
  • روشگان
  • رومشکان
  • روشانبو ژان باپتیست
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

روشکان. [ ] ( اِخ ) دهی است از بخشی دستجرد شهرستان قم. سکنه آن 212 تن و محصول آنجا غلات و بنشن و گردو و قیسی. آب آن از قنات. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از بخش دستجرد شهرستان قم

کلمات مرتبط

  • رشکان
  • روشان
  • روشانه
  • روشانو
  • روشنان
  • روشنان فلک
  • روشگان
  • رومشکان
  • روشانبو ژان باپتیست
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات