کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : روشن کننده زجاجی
تلفظ بین المللی :
/rˌoʃankonˈandeː zodʒˈɑdʒi/
تلفظ :
[R,oSankon'ande: zodZ'AdZi]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
روشن کننده
روغن مات کننده
تابش یا روشنی خیره کننده
روشنی خیره کننده
روغن ترد کننده شیرینی و غیره
داروی فعال کننده روان
روان کننده
عامل خشک کننده روغن
روشن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
translucid
(صفت)
شفاف، فراتاب، شفاف کننده، روشن کننده زجاجی
کلمات مرتبط
روشن کننده
روغن مات کننده
تابش یا روشنی خیره کننده
روشنی خیره کننده
روغن ترد کننده شیرینی و غیره
داروی فعال کننده روان
روان کننده
عامل خشک کننده روغن
روشن
نظرات