Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : روشن پوش

تلفظ بین المللی : /rˈoʃan pˈuːʃ/ تلفظ :‌ [R'oSan p'u:S]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • غده پوش چنگار یاخته روشن
  • پوش رنگ روغن پایه
  • سسک نمای روغن پوش
  • با روغن پوشاندن
  • روشن
  • روشن اباد
  • روشن اصفهانی
  • روشن ایام
  • روشن بصر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

روشن پوش. [ رَ / رُو ش َ ] ( نف مرکب ) پوشنده روشنایی. || ( اِ ) برقع: برقع الدابة؛ روشن پوش پوشید ستور را. ( از زمخشری ).

فرهنگ فارسی

پوشنده روشنایی

کلمات مرتبط

  • غده پوش چنگار یاخته روشن
  • پوش رنگ روغن پایه
  • سسک نمای روغن پوش
  • با روغن پوشاندن
  • روشن
  • روشن اباد
  • روشن اصفهانی
  • روشن ایام
  • روشن بصر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات