معانی کلمه : روش
لغت نامه دهخدا
روش . [ رَ ] (ع اِ) سبکی عقل . (از معجم متن اللغة).
روش . [ رَ / رُو ] (اِ) در تداول محلی گناباد بر رشته یا نخ طناب مانندی اطلاق کنند که آنرا از پارچه جدا سازند. چنانکه گویند: پارچه یا جامه را روش روش کرد.
فرهنگ عمید
رُوشن#NAME?
۱. طرز انجام دادن کاری؛ شیوه.
۲. حرکت کردن؛ رفتن.
۳. (تصوف) سلوک.
۱. طرز انجام دادن کاری، شیوه.
۲. حرکت کردن، رفتن.
۳. (تصوف ) سلوک.
= رُوشن
۲. حرکت کردن، رفتن.
۳. (تصوف ) سلوک.
= رُوشن
فرهنگ معین
(رُ) 1 - روشنایی . 2 - (ص .) روشن .
(رَ وِ)1 - (اِمص .) عمل رفتن . 2 - خرامش . 3 - (اِ.) معبر. 4 - طرز، رسم .
(رَ وِ )۱ - (اِمص . ) عمل رفتن . ۲ - خرامش . ۳ - (اِ. ) معبر. ۴ - طرز، رسم .
(رُ ) ۱ - روشنایی . ۲ - (ص . ) روشن .
(رُ ) ۱ - روشنایی . ۲ - (ص . ) روشن .
فرهنگ فارسی
رفتن
۱ - ( اسم ) روشنایی : [[ فرخت بادا روش خنیده گرشاسب هوش ]] ( سرود کرکوری ) . ۲ - ( صفت ) روشن : [[ چشم شما روشن ]] .
از قدیسان دین مسیح بشمار میرود وی در مونتپلیه فرانسه بدنیا آمد .
۱ - ( اسم ) روشنایی : [[ فرخت بادا روش خنیده گرشاسب هوش ]] ( سرود کرکوری ) . ۲ - ( صفت ) روشن : [[ چشم شما روشن ]] .
از قدیسان دین مسیح بشمار میرود وی در مونتپلیه فرانسه بدنیا آمد .
دانشنامه عمومی
طَریقه.
روش (شهرستان اولشتین). روش (به لهستانی: Ruś) یک روستا در لهستان است که در گمینا ستاویگودا واقع شده است. روش ۷۹۰ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای لهستان
فهرست شهرهای لهستان
wiki: روش (شهرستان اولشتین)
گویش مازنی
رویش روییدن
کاملا سفید و روشن
۱آب در جریان ۲راه افتادن – حرکت
نوعی آب زی کوچک شبیه میگو که در کنار ساحل دیده شود
۱پسوند فاعلی به معنی فروشنده ۲سپیدرو ۳چوبی که با آن شیر ...
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
روشن؛ صبح زود
روشت؛ ریوِه؛ ریوه رَو؛ رَویل
روشت؛ ریوِه؛ ریوه رَو؛ رَویل
