Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : روزی خوردن

تلفظ بین المللی : /rˈuːzi xˈordan/ تلفظ :‌ [R'u:zi x'oRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • روزه خوردن
  • از روی حرص و ولع خوردن
  • خوردن از روی سیری
  • نان به نرخ روز خوردن
  • نان را به نرخ روز خوردن
  • یک اب یا ابی هم روی چیزی خوردن
  • خورانۀ فراخ باند روی خط برق
  • روی یک اجر صد چرخ می خورد
  • روی اوردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

روزی خوردن. [ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) خوردن خوراک هرروزه که باعث ادامه زندگی است :
نه شرطست وقتی که روزی خورند
که نام خداوند روزی برند.
سعدی ( بوستان ).
چنان پهن خوان کرم گسترد
که سیمرغ در قاف روزی خورد.
سعدی ( بوستان ).

فرهنگ فارسی

خوردن خوراک هر روزه که باعث ادامه زندگی است .

کلمات مرتبط

  • روزه خوردن
  • از روی حرص و ولع خوردن
  • خوردن از روی سیری
  • نان به نرخ روز خوردن
  • نان را به نرخ روز خوردن
  • یک اب یا ابی هم روی چیزی خوردن
  • خورانۀ فراخ باند روی خط برق
  • روی یک اجر صد چرخ می خورد
  • روی اوردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات