Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : روزکوری

تلفظ بین المللی : /ruːzkˈuːri/ تلفظ :‌ [Ru:zk'u:Ri]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • روزکور
  • روزدریافت برآوردی ایمن و کافی
  • روزکی
  • روقوری
  • روکاری
  • گیاه روزکوتاه
  • روزبری ارچیبالد
  • روزنکرویتسیان
  • روزنکوییست جیمز البرت
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

روزکوری. ( حامص مرکب ) ضعف و نابینایی در روز. خفش. جهر :
چو شمع اگر بفروزد عدوت را سر کار
ز روزکوری در کار سر کند همه تن.
سوزنی.
بزیبقی مقنع به احمقی کیال
بروزکوری صباح و شبروی جناب.
خاقانی.
و رجوع به روزکور شود.

فرهنگ فارسی

عارضهای که موجب شود در روز و در برابر آفتاب چشم ها نبیند معمولااین حالت برای برخی جانوران مثلا خفاش در تمام دوران زندگی موجود است و این حیوان روزها در برابر نور خورشید از دیدن عاجز است جهر.
ضعف و نابینایی در روز . خفش

کلمات مرتبط

  • روزکور
  • روزدریافت برآوردی ایمن و کافی
  • روزکی
  • روقوری
  • روکاری
  • گیاه روزکوتاه
  • روزبری ارچیبالد
  • روزنکرویتسیان
  • روزنکوییست جیمز البرت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات