روزبهی. [ ب ِ ] ( حامص مرکب ) بهروزی. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). سعادت. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). خوشبختی. نیکبختی : یاربادت توفیق روزبهی با تو رفیق دوستت باد شفیق دشمنت غیشه و نال.رودکی.در چهره او روزبهی بود پدیداردر ابر گرانبار پدیداربود نم.فرخی.بتندرستی و شاهنشهی و روزبهی همی گذار جهان را بکام و تو مگذر.فرخی.تندرستیش باد و روزبهی کامگاری و قدرت و امکان.فرخی.هرچند که من نشان خوبی و روزبهی می بی...