رودزن. [ زَ ] ( نف مرکب ) رودزننده.زننده رود. رودنواز. رودساز. رودسرای. کنایه از مطرب. ( آنندراج ). ضراب. ( دهار ) ( مهذب الاسماء ). رجوع به رود زدن و رودساز و رودسرای و رود شود : چو شب کرد بر آفتاب انجمن بیاورد می با یکی رودزن.فردوسی.وزآن روی سهراب با انجمن همی می گسارید با رودزن.فردوسی.زین روی باغ صف بتان ملک پرست زآن روی صف رودزنان غزلسرای.فرخی.زخمه رودزن نه پست و نه تیززلف ساقی نه کوته و نه در...