رودخیز. ( نف مرکب ، اِ مرکب ) سیل. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ) : ز باران دشتها را رودخیز است ز سرما دام و دد را زو گریز است.( ویس و رامین ). || موج. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ).- ناله رودخیز ؛ ناله ای که بسیار حزین و غم انگیز باشد و از شنیدن آن سیل اشک از دیدگان جاری شود : به زیر و بم ناله رودخیزگهی نرم زد زخمه و گاه تیز.نظامی.رودخیز. ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان اندوهجرد بخش شهداد از شهرستان کر...
فرهنگ فارسی
ده کوچکی است از دهستان اندوهجرد بخش شهداد از شهرستان کرمان .