Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رود تلخ

تلفظ بین المللی : /rˈavad tˈalx/ تلفظ :‌ [R'avad t'alx]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • تلخ رود
  • رود تلخی
  • تلخه رود
  • تلخ رو
  • تلخ روده
  • تلخه دان رون
  • مجموعه تلخیصات ابن رشد از تالیفات جالینوس
  • ردّ تبخیری
  • رد تبخیری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رودتلخ. [ ت َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بهمئی سردسیر از بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان واقع در 18هزارگزی جنوب غربی قلعه اعلا مرکز دهستان و 60هزارگزی شرق راه باغ ملک. منطقه کوهستانی است و هوایی سرد دارد. سکنه آن 200 تن است. آب آن از چشمه تأمین میشود و محصولش غلات و پشم و لبنیات ،و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی از قبیل قالی و قالیچه و جاجیم و پارچه بافی است. سکنه از طایفه بهمئی هستند. ( از...

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان بهمئی سردسیر از بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان .

کلمات مرتبط

  • تلخ رود
  • رود تلخی
  • تلخه رود
  • تلخ رو
  • تلخ روده
  • تلخه دان رون
  • مجموعه تلخیصات ابن رشد از تالیفات جالینوس
  • ردّ تبخیری
  • رد تبخیری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات