معانی کلمه : روحی
لغت نامه دهخدا
روحی . (اِخ ) یازری خراسانی . رجوع به روحی یازری شود.
روحی . (اِخ ) شاعر عثمانی در قرن دهم هَ . ق . وی پسر شیخ الاسلام علی چلبی بود. رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج 3 شود.
فرهنگ فارسی
معنوی، روانی
(عامیانه) از جنس یا آلیاژ فلز روی
مترادف و متضاد
روحانی، معنوی ≠ مادی
۱. روحانی، معنوی
۲. روانی ≠ مادی
