معانی کلمه : روبوسی
لغت نامه دهخدا
روبوسی. ( حامص مرکب ) عمل بوسیدن روی. رجوع به روبوسی کردن و بوسیدن شود.
فرهنگ عمید
بوسیدن صورت یکدیگر برای آشتی، تجدید دیدار، اظهار محبت، و مانند آن.
〈 روبوسی کردن: (مصدر لازم) بوسه زدن بر روی کسی؛ بوسیدن رخسار یکدیگر.
بوسیدن صورت یکدیگر برای آشتی، تجدید دیدار، اظهار محبت، و مانند آن.
* روبوسی کردن: (مصدر لازم ) بوسه زدن بر روی کسی، بوسیدن رخسار یکدیگر.
* روبوسی کردن: (مصدر لازم ) بوسه زدن بر روی کسی، بوسیدن رخسار یکدیگر.
فرهنگ فارسی
عمل بوسیدن روی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
مصافحه
واژه نامه بختیاریکا
تمنا
