Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : روان ریگ

تلفظ بین المللی : /ravˈɑn rˈiɡ/ تلفظ :‌ [Rav'An R'ig]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • ریگ روان
  • زن در ریگ روان
  • رنگ روان شناسی
  • روان شناسی رنگ
  • رنگ و روغن
  • رنگانۀ روغن پایه
  • رنگ ارغوانی روشن
  • رنگ روغن
  • رنگ زرد روشن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

روان ریگ.[ رَ ] ( اِ مرکب ) ریگ روان. ریگ رونده :
نه بر شخ و ریگش بروید گیا
زمینش روان ریگ چون توتیا.
فردوسی.
به رومی سپاهش نشاید شکست
نیابد روان ریگ بر کوه دست.
فردوسی.
و رجوع به ریگ روان شود.

فرهنگ عمید

ریگ هایی که در بیابان به واسطۀ وزش باد از طرفی به طرف دیگر می رود و تشکیل تل و پشته می دهد، ریگ روان، ریگ رونده: به رومی سپاهی نشاید شکست / نساید روان ریگ با کوه دست (فردوسی: ۸/۳۴۶ ).

فرهنگ فارسی

ریگ روان ریگ رونده

کلمات مرتبط

  • ریگ روان
  • زن در ریگ روان
  • رنگ روان شناسی
  • روان شناسی رنگ
  • رنگ و روغن
  • رنگانۀ روغن پایه
  • رنگ ارغوانی روشن
  • رنگ روغن
  • رنگ زرد روشن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات