کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه رو-گشادن | کلماتور
معانی کلمه : رو گشادن
تلفظ بین المللی :
/rˈu ɡoʃˈɑdan/
تلفظ :
[R'u goS'Adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
رو گشاده
رو گشادگی
گشاده رو
گشاده رو بودن
گشاده رو شدن
روگشاده
روگشادگی
رو
رو افتادن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
رو گشادن. [ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) رو گشودن. بازکردن رو. برداشتن حجاب و روبند از چهره در پیش کسی.مقابل رو گرفتن. ( از یادداشت بخط مؤلف ). و رجوع به رو گرفتن شود. || باز کردن رخسار کسی. حجاب از روی کسی برداشتن. نقاب از چهره کسی افکندن.
فرهنگ فارسی
رو گشودن . باز کردن رو . مقابل رو گرفتن .
کلمات مرتبط
رو گشاده
رو گشادگی
گشاده رو
گشاده رو بودن
گشاده رو شدن
روگشاده
روگشادگی
رو
رو افتادن
نظرات