Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رهین گشتن

تلفظ بین المللی : /rˈahin ɡˈaʃtan/ تلفظ :‌ [R'ahin g'aStan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رهین
  • رهین منت
  • رهین عبدالرسول
  • سید مخدوم رهین
  • عبدالرحیم رهین
  • راین
  • راین قلعه
  • ردین
  • رزین
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رهین گشتن. [ رَ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) مرهون شدن. در گرو بودن. مدیون شدن : ای به فضل تو امامان جهان گشته مقرای به شکر تو بزرگان جهان گشته رهین.فرخی.کدام کس که نه او را به طبع گشت رهی کدام دل که نه او را به مهر گشت رهین.فرخی.گیتی او را بجان رهین گشتی دولت او را بطوع رام شدی.مسعودسعد.قضا مساعد او و قدر مسخر اویکی چو گشته رهین و یکی چو گشته اسیر.مسعودسعد....

فرهنگ فارسی

مرهون شدن . در گرو بودن . مدیون شدن .

کلمات مرتبط

  • رهین
  • رهین منت
  • رهین عبدالرسول
  • سید مخدوم رهین
  • عبدالرحیم رهین
  • راین
  • راین قلعه
  • ردین
  • رزین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات