معانی کلمه : رهیدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
رها شدن، رهایی یافتن، آزاد شدن، نجات یافتن.
فرهنگ معین
(رَ دَ ) (مص ل . ) آزاد شدن .
فرهنگ فارسی
رهایی یافتن، آزادشدن، نجات یافتن، نجات دهنده
( مصدر ) ( رست رهد خواهد رهید رهنده رها رهیده رهایش ) نجات یافتن خلاص شدن ( از قید و بند ) آزاد شدن .
رستن . ابلال . بلول . نجات
( مصدر ) ( رست رهد خواهد رهید رهنده رها رهیده رهایش ) نجات یافتن خلاص شدن ( از قید و بند ) آزاد شدن .
رستن . ابلال . بلول . نجات
مترادف و متضاد
رستن
خلاصی، نجات
۱. خلاصی، نجات
۲. رستن
فرهنگ فارسی ساره
رستن
