معانی کلمه : رهبندی موجی
فرهنگ فارسی
نسبت مؤلفههای عرضی میدانهای الکتریکی به مؤلفههای عرضی میدانهای مغناطیسی در داخل یک موجبَر
فرهنگستان زبان و ادب
{wave impedance} [مهندسی برق] نسبت مؤلفه های عرضی میدان های الکتریکی به مؤلفه های عرضی میدان های مغناطیسی در داخل یک موج بَر
