کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه رهایی-امدن | کلماتور
معانی کلمه : رهایی امدن
تلفظ بین المللی :
/rahˈɑiː ˈaːmdan/
تلفظ :
[Rah'Ai: 'a:mdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
رهایی آمدن
رهایی
رهایی از رقیب
رهایی بخش
رهایی جا
رهایی جستن
رهایی خواستن
رهایی دادن
رهایی یافتن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( رهایی آمدن )
رهایی آمدن. [ رَ م َ دَ ] ( مص مرکب ) آزادی رسیدن. خلاص و نجات پیدا شدن :
بند تو است این جسد چرا خوری اندُه
گرت بیاید ز بند تنگ رهایی.
ناصرخسرو.
زین بند گران که این تن تست
چون هیچ نیایدت رهایی.
ناصرخسرو.
فرهنگ فارسی
( رهایی آمدن )
آزادی رسیدن . خلاص و نجات پیدا شدن .
کلمات مرتبط
رهایی آمدن
رهایی
رهایی از رقیب
رهایی بخش
رهایی جا
رهایی جستن
رهایی خواستن
رهایی دادن
رهایی یافتن
نظرات