معانی کلمه : رهایه
فرهنگ فارسی
قطعۀ کوچکی از غضروف یا استخوان که در مفصل سرگردان است
فرهنگستان زبان و ادب
{joint mice, loose bodies} [ارتاپزشکی] قطعۀ کوچکی از غضروف یا استخوان که در مفصل سرگردان است

قطعۀ کوچکی از غضروف یا استخوان که در مفصل سرگردان است