کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه رنگ-پریدن | کلماتور
معانی کلمه : رنگ پریدن
تلفظ بین المللی :
/rˈanɡ parˈidan/
تلفظ :
[R'ang paR'idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
رنگ پریده
رنگ پریدگی
ادم رنگ پریده
دارای رنگ پریده و مرده
رنگ پریده شدن
رنگ پریده شدن یا کردن
رنگ پریده کردن
رنگ پریده یا سفید شدن
کم رنگ و پریده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
رنگ پریدن. [ رَ پ َ دَ ] ( مص مرکب ) رنگ باختن. ( آنندراج ). پریدن رنگ چهره از ترس یا خشم یا بیماری :
اگرچه نقش دیوارم بظاهر در گرانخوابی
اگر رنگ از رخ گل می پرد بیدار می گردم.
صائب ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
رنگ باختن پریدن رنگ چهره از ترس یا خشم یا بیماری
کلمات مرتبط
رنگ پریده
رنگ پریدگی
ادم رنگ پریده
دارای رنگ پریده و مرده
رنگ پریده شدن
رنگ پریده شدن یا کردن
رنگ پریده کردن
رنگ پریده یا سفید شدن
کم رنگ و پریده
نظرات