کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : رنگ امیزی کردن
تلفظ بین المللی :
/rˈanɡ ˈaːmizˌi kˈardan/
تلفظ :
[R'ang 'a:miz,i k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
رنگ امیزی
رنگ آمیزی
رنگ آمیزی 1
رنگ آمیزی 2
رنگ آمیزی اسیدمقاوم
رنگ آمیزی گِرَم
رنگ امیزی هشداردهنده
رنگ امیزی اسیدمقاوم
رنگ امیزی گرم
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
fret (فعل)کج خلقی کردن، جویدن، ساییده شدن، جور بجور کردن، گلابتون دوزی کردن، اخم کردن، پوست را بردن، وهوی های کردن، رنگ امیزی کردنlay in (فعل)ادعا کردن، اندوختن، رنگ امیزی کردن، ذخیره کردنlimn (فعل)رنگ امیزی کردن، تذهیب کردن، مصور کردن، اب رنگ زدن...
کلمات مرتبط
رنگ امیزی
رنگ آمیزی
رنگ آمیزی 1
رنگ آمیزی 2
رنگ آمیزی اسیدمقاوم
رنگ آمیزی گِرَم
رنگ امیزی هشداردهنده
رنگ امیزی اسیدمقاوم
رنگ امیزی گرم
نظرات