معانی کلمه : رنه
لغت نامه دهخدا
رنه . [ رِ ن ِ] (اِخ ) (سنت ...) از قدیسان مذهب کاتولیک بود و در قرن پنجم میلادی می زیست .
رنة. [ رَن ْ ن َ ] (ع مص ) فریاد کردن . رنت القوس ؛ یعنی بانگ کرد کمان . (از منتهی الارب ). رَنین . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:رونسه
wikijoo: رنه
فرهنگ فارسی
شهری در مغرب فرانسه و مرکز ایالت ایله ویلن است
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
ردپا
حمله ور شدن – یورش بردن
/rene/ ردپا & حمله ور شدن – یورش بردن
واژه نامه بختیاریکا
( رَنه ) رنده؛ شخمی اولیه جهت از بین بُردن گیاههای هرز یا شخم اصلی بهتر
