معانی کلمه : رندانه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. مانند رندان: همچو حافظ به رغم مدعیان / شعر رندانه گفتنم هوس است (حافظ: ۱۰۲ ).
۲. (قید ) از روی رندی و زیرکی.
۲. (قید ) از روی رندی و زیرکی.
فرهنگ فارسی
با رندی بطور رندی : [[ رندانه جواب داد ]] .
چون رندان مانند رندان
چون رندان مانند رندان
مترادف و متضاد
roguish (صفت)
رندانه، دغل وار
