Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رندانه

تلفظ بین المللی : /rendˈɑneː/ تلفظ :‌ [Rend'Ane:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • رندان خاک بیز
  • رنداندن
  • رندانیدن
  • رنگانه 1
  • رنگانه 2
  • رنگانه زنی
  • رودانه
  • رَزانه های رَزدانه ای
  • رَزدانه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

رندانه. [ رِ دا ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ، ق مرکب ) چون رندان. مانند رندان. در حالت و هیئت و افکارو عقاید مانند رندان. رجوع به رند شود : پیچیده یکی لامک رندانه به سر بربربسته یکی گزلک رومی به کمر بر.سوزنی.همچو حافظ برغم مدعیان شعر رندانه گفتنم هوس است.حافظ.رندانه کرد عقل که از بزم دور رفت مسکین حریف شیشه آتش زبان نبود.صائب ( از آنندراج )....

فرهنگ عمید

۱. مانند رندان: همچو حافظ به رغم مدعیان / شعر رندانه گفتنم هوس است (حافظ: ۱۰۲ ).
۲. (قید ) از روی رندی و زیرکی.

فرهنگ فارسی

با رندی بطور رندی : [[ رندانه جواب داد ]] .
چون رندان مانند رندان

مترادف و متضاد

roguish (صفت)
رندانه، دغل وار

کلمات مرتبط

  • رندان خاک بیز
  • رنداندن
  • رندانیدن
  • رنگانه 1
  • رنگانه 2
  • رنگانه زنی
  • رودانه
  • رَزانه های رَزدانه ای
  • رَزدانه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات