Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رنجانیدن

تلفظ بین المللی : /rˌandʒɑnˈidan/ تلفظ :‌ [R,andZAn'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • رنجانیدنی
  • رنجاندن
  • رنجانیده
  • رندانیدن
  • رخشانیدن
  • رسانیدن
  • رسانیدنی
  • رستانیدن
  • رمانیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

رنجانیدن. [ رَ دَ ] ( مص ) رنجاندن. متعدی رنجیدن. رنج دادن کسی را. ( آنندراج ). رنجیدن کنانیدن. آزردن. باعث اذیت شدن. ( ناظم الاطباء ). به رنج انداختن. ایذاء. رنج دادن کسی را به دست یا زبان یا عملی ناهنجار و ناسزاوار. رجوع به رنجیدن شود : چو دانی که بر تو نماند جهان چه رنجانی از آز جان و روان.فردوسی.به بینندگان آفریننده رانبینی مرنجان دو بیننده را.فردوسی.روانت مرنجان و مگداز تن ز خون ریختن بازکش خ...

فرهنگ فارسی

رنجانده
متعدی رنجیدن رنج دادن کسی را آزردن

مترادف و متضاد

dissatisfy (فعل)ناخشنود کردن، رنجانیدن، ناراضی کردن، ناخرسند کردنdisoblige (فعل)رنجانیدن، دل کسی را شکستن، ممنون نکردن، تقاضای کسی را انجام ندادنdisplease (فعل)رنجانیدن، دلگیر کردن، خوشایند نبودنpinprick (فعل)رنجانیدن، خلیدن با نوک سنجاق...

کلمات مرتبط

  • رنجانیدنی
  • رنجاندن
  • رنجانیده
  • رندانیدن
  • رخشانیدن
  • رسانیدن
  • رسانیدنی
  • رستانیدن
  • رمانیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات