کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : رناس
تلفظ بین المللی :
/ranˈɑs/
تلفظ :
[Ran'As]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
کلمات مرتبط
رِناس ناهمگن
رناس ناهمگن
ام وی رناسا
رناسک بن
ذات الرأس
ذومائه راس
رأس
رأس الغول
رأس تنها
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
لغت نامه دهخدا
رناس. [ رُن ْ نا ]( اِ ) روناس. روغناس. رویَن. و رجوع به روناس شود.
فرهنگ فارسی
روناس روغناس روین
دانشنامه عمومی
راه شناس، کسی که هر راهی را خوب بلد است.
کلمات مرتبط
رِناس ناهمگن
رناس ناهمگن
ام وی رناسا
رناسک بن
ذات الرأس
ذومائه راس
رأس
رأس الغول
رأس تنها
نظرات