معانی کلمه : رمکان
لغت نامه دهخدا
رمکان . [ رَ ] (اِخ ) ابن درید گوید موضعی است . (از معجم البلدان ).
فرهنگ عمید
موهایی که اطراف اندام تناسلی مرد یا زن می روید، موی زهار، روم، رومه، رنب، رنبه.
فرهنگ معین
(رَ مْ ) (اِ. ) موی زهار.
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان گلاشکرد از بخش کهنوج شهرستان جیرفت
