Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رفتگی

تلفظ بین المللی : /rˈafteɡˌi/ تلفظ :‌ [R'afteg,i]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • رفتگی اریب
  • رفتگی اصطکاکی
  • رفتگی خستگی
  • رفتگی خورنده
  • رفتگی دوشانه
  • رفتگی زودرس
  • رفتگی سایشی
  • رفتگی سرشانه
  • رفتگی شدید
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

رفتگی . [ رُ ت َ ] (حامص ) رفتگی خانه ؛ تمیزی و جاروب شدن آن : به این شستگی و رفتگی . (یادداشت مؤلف ).

رفتگی. [ رَ ت َ / ت ِ ] ( حامص ) کوچ و رحلت و هجرت و روانگی. ( ناظم الاطباء ): عیار؛ رفتگی و گریز. ( منتهی الارب ). || نقصان. ( ناظم الاطباء ).- رفتگی پارچه ؛ تنگ شدن و فرسوده شدن آن بسبب کثرت استعمال و کهنگی. اتلاف. ( ناظم الاطباء ).- رفتگی پوست یا پشم ...

فرهنگ فارسی

جدا شدن ذرات سطحی اجسام از بدنۀ اصلی براثر برخورد ذرات جامد یا مواد دیگر با آنها

دانشنامه عمومی

رفتگی، روستایی از توابع بخش میرزا کوچک جنگلی شهرستان صومعه سرا در استان گیلان ایران است.
این روستا در دهستان گوراب زرمیخ قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۴۰ نفر (۱۵۸خانوار) بوده است.
wiki: رفتگی

کلمات مرتبط

  • رفتگی اریب
  • رفتگی اصطکاکی
  • رفتگی خستگی
  • رفتگی خورنده
  • رفتگی دوشانه
  • رفتگی زودرس
  • رفتگی سایشی
  • رفتگی سرشانه
  • رفتگی شدید
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات